781-.........
هوالمحبوب
برخاستي
تن از غبار تكاندي و گفتي
باد هلهله مي كرد و من نفهميدم
براي چه آمده بودي
براي چه رفتي ؟
برخاستم
تن از غبار تكاندم و گفتم
يادش به خير
باد
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۰ ق.ظ توسط مسافر
|
كسي نمي داند