هوالمحبوب

روزهاي پركار و كم وقتي رو تند و تند ميگذرونم و آخر هفته ها كه خونه هستم رو هم همينطور....فسقلك  روز به روز و زود به زود داره  بزرگ ميشه....ماه ديگه به اميد خدا ميشه يك سالگي مادر بودنم......

فسقلك   چند روزي هست كه مرتب  تب شديد شبها داره و گويا قسمتي از پروسه دندون درآوردنشه و هيچ جايي جز بغل من آروم نميگيره.....اين لذت بخش ترين حس دنيا براي منه.....اماازاينكه كاري از دستم بر نمياد براي  رفع تبش عصبي ميشم.....

اين روزها وقتم كمه براي مادرم..دخترم و خودم......كمي وقت به من بدهيد پليز....