هوالمحبوب
دیروز که انگشت فسقلک بر اثر سهل انگاری من سوخت خیلی یاد پدرم کردم.........یادمه کوچیک بودم یه بار موقع کوتاه کردن ناخونهام،ناخن منو با کمی گوشتش کند و بعد از گریه من کلی حالش بد شد و تا آخر عمرش صدبار گفت که چه زجری کشیده از این بابت و هیچ وقت خودشو نمی بخشه......
دیروز یادش کردم.......روحت شاد پدر مهربان و صبورم.........