689-....
هوالمحبوب
دیروز که انگشت فسقلک بر اثر سهل انگاری من سوخت خیلی یاد پدرم کردم.........یادمه کوچیک بودم یه بار موقع کوتاه کردن ناخونهام،ناخن منو با کمی گوشتش کند و بعد از گریه من کلی حالش بد شد و تا آخر عمرش صدبار گفت که چه زجری کشیده از این بابت و هیچ وقت خودشو نمی بخشه......
دیروز یادش کردم.......روحت شاد پدر مهربان و صبورم.........

دیروز یادش کردم.......روحت شاد پدر مهربان و صبورم.........

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۰ ب.ظ توسط مسافر
|
كسي نمي داند