هوالمحبوب
ساعت 12.30 شبه به وقت جنوب شرق آسیا.......دارم سیاوش ق*می*شی گوش میدم.......خودمو تو دفتر جردن می بینم با اون چکمه هام که خیلی دوستشون داشتم  و اون پالتو سرمه ایی که یادم نیست چی کارش کردم..........دارم خودمو می بینم که توی بر فهای پارک ملت تنها راه میرم..........
کاشکی زندگی دکمه تکرار داشت رو بعضی خاطره ها اما اگه تجربه های الانمون اون موقع همراهمون بود.......