هوالمحبوب

ساعت 12 شب شنبه هست و مه شهرک دانشجویی مارو در یه گوشه از این مالزی نه چندان بزرگ گرفته و من دلم پر میزنه برای شبهایی که مه می شد و فرداش کلی برف اومده بود تهران.........دلم پر کشید واسه میدون هفت حوض و خونه امون ........

دلم پر کشید برای برف بازی روی بالا پشت بوممون با بچه های محل

دلم پر کشید برای اون دخترک و اون روزهاش.........