325-دوست غربت نشین من
هوالمحبوب
به خاطرنوع مذهب ،غربت نشین کشوری شده که برگشتنش به ایران غیرممکنه.....باهاش چت میکنم و پیغام میده به مامانت بگو:من روزی ایران برمیگردم واز مامانت یه آبگوشت مشتی می گیرم.........میگم:به امید خدا...امیدوارم......به تلخی می گه:من هم امیدوارم.......
قلبم بدجوری می گیره....

*ترجمه برخی کلمات به یه زبون دیگه کار بسیار مشکلیه و اون بار معنایی رو از زبان مبدا به زبان مقصد رو نداره.......مثل کلمه آلمانی Heimweh که یه چیزی تو مایه های غم غربت هست ولی باز هم ترجمه اش به دلم نمیشینه......
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۳ ق.ظ توسط مسافر
|
كسي نمي داند