هوالمحبوب

121

چند روزي هست كه  حوصله نوشتن توي وب لاگ نيست و بر مي‌گرده به همون جريانات كاري و انتخابات كه  كي انتخاب ميشه و اين انتخابات همه جا تأثير مي‌گزاره و اولش هم برقش ما  شهرداري‌چي‌ها رو ميگيره..........

چه مي‌دونم!

 اولين همايش و جشنواره توسعه مجازي ايران از امروز بر‌گزار ميشه توي سالن وزارت كشور و دعوتم.......اگه بشه شب با همسري ميرم اونجا تا تو همايشش شركت كنم.........

اين روزها يه مسئله كاري برام هست كه بدجوري گره خورده......گاهي از نشدنش حرصم ميگيره ، اما يه فكر مي ياد به سرم كه آرومم مي‌كنه.......

 

مي‌خوام به خودم یادآوری کنم که اشتیاق با تمام وجود، خیلی معجزه‌ها می‌تونه بکنه. به خودم بفهمونم که این ایمان به چیزی داشتن خیلی خیلی قدرتمنده. شاید گاهی به همون چیز رهنمونمون نکنه اما اون ایمان ظرفیتی رو در ما ایجاد می‌کنه که صبرمون و اعتقادمون رو تقویت می‌کنه تا بفهمیم چرا به فلان چیز نرسیدیم و این‌که به احتمال قوی...چیز بهتری برای ما تدارک دیده شده...

می‌دونم که تو ذهن خیلی از ماها این چالش وجود داره که پس چرا خیلی اوقات خیلی چیزا از خدا خواستیم و بهمون نداد. از تموم وجودمون هم خواستیم و بهمون نداد. حقیقتش من به این ایمان رسیده‌ام که خیلی چیزا واقعا صلاحم نبوده...خیلی چیزا رو حکمتشو بعدا فهمیده‌ام... و خیلی چیزا خصوصا اگه از دست داده باشمشون، نبودشون برای من درسی به همراه داشته و برای پخته شدنم لازم بوده... هرچند بیچاره‌ام کرده حس اون فقدان. و هرچند یه ایراد این تفکر چون هنوز کامل و پخته نیست، اینه که دیگه نمی‌تونم از تمام وجودم یه چیز خاص رو بخوام چون همه‌اش فکر می‌کنم شاید صلاحم نباشه و نباید برای خدا تعیین تکلیف کرد...ولی...گاهی فکر می‌کنم خدا هم از بعضی تعیین تکلیف‌ها بدش نمی‌آد!

ولی بازم می‌گم...خیلی وقتا چیز بهتری تدارک دیده شده...فقط باید ایمان داشت که او برایمان بهترین را می‌خواهد. به این یکی واقعا ایمان دارم. ضمن این که فهمیده‌ام خدا آدمای محکم و با هدف رو خیلی تحویل می‌گیره. خیلی.

التماس دعا

يا علي

***امروز توي يه جلسه مسخره  لعنتي كه خونم به جوش اومده بود ، يكهو فرشته مهربون رسيد و  كمكم كرد........ممنون

*** ميگن به خاطر شيريني شب يلدا  تشكر نكن ولي مگه ميشه؟ 10000 بار ممنونتم!