702-...
هوالمحبوب
روزهاي پركار و كم وقتي رو تند و تند ميگذرونم و آخر هفته ها كه خونه هستم رو هم همينطور....فسقلك روز به روز و زود به زود داره بزرگ ميشه....ماه ديگه به اميد خدا ميشه يك سالگي مادر بودنم......
فسقلك چند روزي هست كه مرتب تب شديد شبها داره و گويا قسمتي از پروسه دندون درآوردنشه و هيچ جايي جز بغل من آروم نميگيره.....اين لذت بخش ترين حس دنيا براي منه.....اماازاينكه كاري از دستم بر نمياد براي رفع تبش عصبي ميشم.....
اين روزها وقتم كمه براي مادرم..دخترم و خودم......كمي وقت به من بدهيد پليز....

+ نوشته شده در شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۰ ب.ظ توسط مسافر
|
كسي نمي داند