208-ما شدن

والمحبوب

121

 

دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا
زندگانی بخشد
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست

(حمید مصدق)

پارسال همین روزا بود که ما در گیر و دار کارهای عقدمون بودیم ، از آزمایشگاه  رفتنو، خرید حلقه گرفته تا  سفارش گل وشیرینی و این جور چیزا..........از قصد نوشتم ما  و ننوشتم من و همسری...........می خواستم بگم من و همسری راه  سختی رو پیمودیم تا شدیم ما..........

31 فروردین اولین سالگرد پیوندمونه ...........

 

التماس دعا

یا علی

 

207- امروز صبح

هوالمحبوب

121

دیدم نجمه توی وب لاگش اینو نوشته:

 اما اه !من هنوز ان مسافر گمشده را پيدا نكرده ام من تنهاي تنها هستم ولي دارم !چيزها دارم!مادري به گرمي اولين پرتو خورشيد صبح زندگي...پدري گمشده به ياد ابهام جا پاهاي گمشده در سفر دور دست.........

قلبم یه جورایی جمع میشه و چنگ به دلم انگاری می خوره ، انگاری هنوز هم منتظر اون مسافر بلند قامتم هستم.....انگاری هنوز از صدا کردن اسمش تو دلم قند آب میشه و انگاری بغل کردنش تمامی غم و غصه ها وسختی ها رو از بین می بره.....

و  هزارتا انگار دیگه..........

انگاری که نه............. ، واقعا دلم براش، نه برای خاکش، تنگ شده..........چه از هم دوریم......

.............

زیر لب زمزمه می کنم:

نه به انتظار یاری

نه ز یار انتظاری

التماس دعا

یاعلی

اینم یه روش تبریک عیده!(بهشت زهرا- اول فروردین ۸۶) قطعه ۴۶

 

 

 

206-سلام

هوالمحبوب

121

شب که میرسد از کناره  ها

گریه  میکنم با   ستاره  ها

وای اگر شبی  ز آستین جان

بر   نیاورم  دست   چاره  ها

همچو خامشان بسته ام زبان

حرف  من بخوان  از  اشاره ها

ما  ز اسب  و  اصل  افتاده ایم

ما  پیاده ایم   ای  سواره  ها

ای     لهیب  غم  آتشم  مزن

خرمنم    مسوز  از  شراره  ها

((همایون شجریان))

این روزها حس نوشتن انگاری در من نیست و فقط به ذهنم رسید که این شعر قشنگو  که از آخرین کار همایون شجریان به نام با ستاره هاست می گذارم

دیروز ماشین خراب شد  و امروز صبح بی ماشین اومدم سرکار.  راننده تاکسی  که اومدم باهاش ، هرکی از ماشینش پیاده می شد یه غری  می زد و یه متلکی بارش می کرد.موقع  پیاده شدن در ماشینو مثل همیشه (معمولی) بستم و  گوشم تیز کردم پشت سر من چی میگه! که آقای راننده نه گذاشت ، نه برداشت به من گفت: درو یواشتر ببند خانم ، این ماشینه ها! و بعد به مسافرای دیگه گفت: مثل اینکه تا حالا سوار ماشین نشده!  (اینجاشو با احساس بخونین) و من با حسرت به  پیکانی سبز رنگ نگریستم که با اون گلگیرهای  بتونه کاری شده از کنارم رد شد و منو در حسرتی بی پایان گذاشت.........امان از فقر!

التماس دعا

یا علی

205- صبوری

هوالحبوب

121

دیروز همسری این آهنگ شکیلارو گذاشته بود که برام حرفتای جالبی داشت که دوست دارم اینجا بگذارمش:

 

 

 

عمر من غارت شد  و غارتگر از من دور شد

من صبوری کردم و تاراجگر مغرور شد

 

عمر همراه با تکرار روز و شب گذشت

شمع فانوس جوانی دم به دم کم نور شد

 

خویشتن را بشکنی ایثار اگر از حد گذشت

خاک بازی هر چه کردم دشمنی منظور شد

 

راه را از چاه در هر لحظه باید شناخت

یک قدم غافل شدن یک عمر راهم دور شد

 

ای جوان کی گفته فصل انتهاست

فصل امید است و روز ابتداست

 

زندگی را با چراغ معرفت آغاز کن

در رکاب دوستی ها همسفر پرواز کن

 

گر میان راه اگر  هر مانعی ره بر تو بست

عاقلانه با صبوری راه بسته باز کن

 

 با دقت برای خودتون بخونینش...........منم باید برای خودم بخونمش......اینروزها یه همکار  برامون اومده که کلی واحد عوض کرده و به خاطر اخلاق گندش با هیچکی نساخته و حالا اومده اتاق ما و اینطوری که بوش میاد موندگاره.........تحملش برام غیر ممکنه ولی راستش الانی که دارم اینارو تایپ می کنم می بینم نه اینقدرا هم سخت نیست.........تحملش می کنم ، چون  صادقانه می گم؛ چاره ایی نیست! البته اینو بگم هم اینجا هم دووم نمیاره با این رفتارهاش!

یادمه یه بار ازش یه گزارش خواستیم راجب وضع یه واحدی از اداره که جاش برامون یه آیه قرآن نوشت!!

التماس دعا

یا علی

 

204-سیزده به در

هوالمحبوب

121

اونایی که امروز رفتن سیزده به در و سبزه گره زدن میشه بگن چه آرزویی کردن؟

...منم امروز تو هوای بارونی تهران  با همسری و مامان رفتیم یه پارک دنج و کوچیک توی بلوار کاوه و آرزوهامونو به سبزه گره زدیم و انداختیم توی آب.......

آرزو کردم.......

سلامت باشیم و سعادتمند.......

قدر روزهای خوب با هم بودنو بدونیم........

حس خوب نزدیک بودن خدارو از یاد نبرم.......

و اینکه.........

3 تا آرزو مادی کردم که  ۲ تاش مربوط به شخص شخیص همسری هست  واون یکی شو اینجا می نویسم........

 یه پنت هاووس کوچولو با یه عالمه دارو درخت و یه استخر کوچولو داشته باشیم......

شما چی؟

ببینم،شنیدم  امسال دیگه بعضی ها از سبزه گره زدن و درخت گره زدن به جایی نرسیدن و تصمیم گرفتن تیر آهن گره بزنن؟ راسته؟

مبارکه!!!!!!!!

التماس دعا

یا علی