129-ب:يه قاشق چايخوري اميد!!!!

هوالمحبوب

۱۲۱

گاهی زندگی تيره می‌شه. برا همه امون همينطوره. اما اگه اون تيرگی رو ازش بدت نياد اونوقت يواش يواش ميآد و همه جای زندگيتو می‌پوشونه. بعد یه حس غریب و لذت‌بخش به آدم دست می‌ده . چون از اون به بعد دیگه آدم فکر می‌کنه به عمق وجود همه چیز پی برده و فهميده که همه جا پر از ريا و کثافت و سياهی و ... است. بعد لبخندی از يه پيروزی تلخ رو لباش می‌شينه و قل می‌خوره می‌ره پايين تو قهقرا. می‌دونی اميدوار بودن کار هر کسی نيست. چون اغلب آدم‌های اطرافش فکر می‌کنن بنده خدا فلانی زيادی ساده‌ست و ديوونه  و ... ولی اونا نمی‌فهمن همون آدم مثبت انديش و به ظاهر ساده تا چه اندازه هر روز تلاش می‌کنه تا نور اميدشو روشن نگه داره ، نه تنها برای خودش بلکه برا آدمهای دور و برش. شايد اونا هم بهش احتياج داشته باشن. و این کار هر کسی نیست. اميدوارم بميرد،اما نه تو!!! بلکه اون حس خاصی که تو وجودت سبب شده اينقدر بی‌انگيزه باشی. بعد اميدوارم دوباره متولد بشی. شاداب‌تر از قبل. کاری از دست من بر می‌آمد بهم بگو...

اينو براي دوتا دوست خوب وب‌لاگ نويس نوشتم كه چند وقتيه به قول خودشون دلشون گرفته و كمي نااميدن!!

التماس دعا

يا علي

***بابا remote control!!!!بابا مهم!!!!!

**ماماني خوبم، جاتون از ديشب خاليه.....زيارتتون قبول باشه...خونه جداً بدون شما بي‌صفاست!

 

**..... خوابي

دزدکــــــــــــــــــــــی

از پشت پنجره اتاق

 مي‌بينمت

 فرداش فکر می کنی

 همه‌اش يه رويا بوده!!!

ومن

به سحری فکر می کنم

که فرشته ایی آسمانی

بشارت عاشقانه ایی

برای بودن داد!

129-الف:یه نکته جالب!

هوالمحبوب

۱۲۱

به فردا می رسیم از امشب تاریک

 می دانم

اگر دیوار تار بی تو بودن را

 تو برداری!

  

التماس دعا

یا علی

***.............................................!!!!!تمام نقطه چینهای دنیا که در سکوت و شرم و سادگی ردو بدل می شه رو با هیچ چیز دیگه ایی قویاْ نمی شه عوض کرد!!دلم می خواد .........!ادامه اش با تو که این زبونو بهتر از هر کس دیگه ایی می فهمی!

**درسهای قشنگی از زندگی مامان یاد گرفتم که یکی اشون قناعت بود!!!یاد داد که چگونه قانع باشم و با امکانات موجود بسازم!!!ممنونم مامانی خوبم .که برام یه استاد موفق زندگی هستی!!!

نکته امنیتی این وب لاگ(بخش جید):در معادلات زندگي، هيچگاه از علامت منفي استفاده نکنيد. به خاطر داشته باشيد که تفکر منفي از آنچنان قدرتي برخوردار است که مي تواند با قرار گرفتن در پشت يک معادله بزرگ زندگي، همه علامتهاي مثبت آن را تغيير داده و مانند خود منفي سازد.

---------------

اين پست پاييني كاملاً اختصاصيه و بعد پست اصلي اضافي شد:

ساعت ۹:۴۸ شب: محک  خوبی بود......از بابت اين محك خوشحالم چون مطمئن شدم كه تصميمم به محكمي روز اول بود و به صراحت و اطمينان مي تونم بگم محكمتر از روز اول در تصميم قوي و محكم هستم! از خدا مي خوام كه چون روز اول كه همه چيزو كنار هم جور آورد  الان خودش با تدبير خودش كمك كنه!!!!

((...............................))

ممنونـــــــــــــــــــــم و  باز هم امروز عصر تنها چيزي كه به ذهنم رسيد همين بيت قشنگ حافظ بود:

از جان طمع بريدن آسان بود وليكن          از دوستان جاني مشكل توان بريدن

 

129-مسافر.....

هوالمحبوب

۱۲۱

 

می نویسم تو را کنار بهار

روی گلبرگهای ارکیده

روی پرهای ترد پروانه

روی پلک شبی که خوابیده

می نویسم تو را کنار خودم

روی لبهای شاد یک آواز

روی رقص نسیم تازه ی صبح

روی روح بلند یک پرواز

تا که شعرم شبیه شب بوها

بوی عطر تو را بگیرد باز

می نویسم که قاصدک ببرد

به نشان گلی که آوردی

می نویسم چقدر دلتنگم

می نویسم که زود برگردی

 

***........... ميگماااااااانگاري از ديروز ساعت ۳:۴۵ عصر اسكيــــــــژن(!) هواي تهران  به طرز عجيبي كم شده!

128-پیليز، read itبا دقت!!!!!

هوالمحبوب

۱۲۱

 امروز به خود اجازه می‌دهم تا بدنبال ندای روحم بروم. مهم نيست که عقل مصلحت انديشم چه می‌گويد.. امروز من از قلبم پيروی می‌کنم. 

باور کنین گاهی اینطوری بودن لازمه..فقط ، كمي جسارت پیلیز!

و آخر سر هم :

با خدای خود خوش باش و او آرزوهای قلبی‌ات را برآورده خواهد کرد....

انشاالله آرزوی قلبی همه برآورده بشه.

التماس دعا

یا علی

 

***وای آدم سرما بخوره چه صداش باحال میشه! جون می ده واسه اجرای کنسرت زنده، حالا كاخ نياوران نشد، پارك نياوران!!!!! خودم پايه‌ام و شنونده!!!!ببخشيد؟خوب جمعه‌ايي بود، خوب!!!!!!خبر مريضي مخابره شد، كاري هم اصلاً از دست من بر نمي‌اومد!!! مامان هم تا شب غر سر من زد كه من يه كاسه سوپ گذاشتم ، و تا آخر شب غصه خورد!!!!!! ببخشيد ماماني؟؟؟؟ !!!!!!خدا يه جو شانس بده!!!!پس من چي؟؟؟؟

**مي‌شه يه ذره استراحت؟؟؟ خواهشاً؟؟؟

******آخ جون سوغاتـي!!

 --------------------------

هنگام آپ كردن وب لاگم، خبر فوت دوست وب‌لاگ نويسمون ايليا پطروسيان كه تنها ۲۲يا  ۲۳  سالش بود  و گاه‌گاهي به من سر مي‌زد، توسط يكي از آشنايان به من داده شد  ولي چرا اينقدر دير؟؟؟؟........اصلا مغزم الان كار نمي‌كنه .....مطلبي به ذهنم نمي رسه!!!!

آره ايليا.....حرف آخرتو يادمه!!!!........يا علي!!!!!!......

علي يارت باشه،ايليا!!!!

127- نیمچه up!

هوالمحبوب

121

شور مقام طلب است

و من

                     در اين مقام هستم!

يا علي

التماس دعا

 

***

I've so much faith in you.

And I know that you'll be able to

Do the things you want and need to do.

 

and if you ever-ever- need me,

i'm here for you!………