116-قول؟؟؟؟
هوالحبوب
۱۲۱
امروزم را
نه به خاطر روزهای از دست رفته می سازم
نه برای فردای نیامده غصه می خورم
برای امروزم
ميخندم....لبخند بهتر نيست؟؟؟؟؟

يه كوچولو آب غوره بيخودي
!!!!كيفيتش پايين بود، اصلاً نميشد باهاش غذا درست كرد، همون شب و همون لحظه
ريختمش دور!!!!! اصلاً دوستش نداشتم!!!! بعد كه به مشروح اخبار گوش دادم، كلي خودمو دعوا كردم كه:
اي دختر!!قرار نشد لوس بشي !!! درسته ته تغاري هستي و يه دونه گل دختر ناز
(بفرما يه كم تحويل)....ولي بايد مثل هميشه معقول باشي!!!!! مثل هميشه و همونطوري كه به همه ثابت كردي(مخصوصاً به خودت)، محكم باش !!!!باور كن بايد هرچي پروسه خودشو طي كنه!!باشه؟؟؟
يادت نره كه اون لحظه تويخلوتت باخودت ودلت، يادت رفت كه نفر دومي هم اونجا توي اتاقت هست، هموني كه از اول بهش با عقيده و اعتقاد خاصي توكل كردي!!!!پس يادت نره كه خدا هست و هست و هست!!!چرا اون موقع يادن رفت كه دلت چقدر روشنه؟ مي دونم يه لحظه از فكر هجوم اون تاريكيها ترسيدي، يه كوچولو حق داري!!! ميدونم دلت شور ميزد، مخصوصاً اون يكي دو ساعت نامرئي اونشب، و قبل از شنيدن مشروح كامل اخبار(كاملاً توي اين زمينه يه كوچولو حق بهت ميدم!!!
)
مي دونم كه ميدوني: خداي مهربون، ترا دارم چه غم دارم؟؟؟بعدشم ميدونم حل ميشه!!!اول از خدا بعدشم از مامان و فرشته مهربونت سپاسگذار باش ، كه با حرفهاي منطقيشون هرلحظه كنارتن!آفرين دختر گلم!!!!من برم كه يك ميليون تا كار دارم
!!!!!
راستي شباي احيا از امشب شروع ميشه، دلتون آسموني شد، ياد منم باشين..محمد رو هم دعا كنين كه هنوز تو كما ، هست......اجازه ملاقات نداريم !
(بدجنسا)
به، اين سه روز بعد احيا، ساعت ۱۰ ميآييم سركار
!!!
التماس دعا
يا علي


كسي نمي داند