68-بحثی راجع به ازدواج اینترنتی!
هوالمحبوب
۱۲۱
میدونين سخــترين کار دنيا چيه؟؟؟؟؟ ا دور از فونت فارسی بودن و نوشتن با يه کیبورد عجيب غريب که بوی از فارسی بودن و فارسی نوشتن نبرده......
البته منم که بيدی نيستم که از اين بادها بلرزم......از سميه ممنونم که اين چند وقت به وب لاگم سر زدن و نگذاشتن آب از آب اين وب لاگ تکون بخوره.....بااين حال بابت همه چيز از اين دختر گل ممنونم.....سوغاتیهم برات میآرم!!!!!!!
و برای اون دوست وب لاگ نويس كه منو فردی خطاب كردن كه از بالا دست يه اطرافيانم نگاه میكنم، متأسفم ........
با اين حال از همه دوستان ممنونم......
امروز مطلب جالبي از سايت موازي مصاحبهای بادوست قديمی و خانوادگيم، دكتر عليرضا شيری ديدم كه بد نديدم توی وب لاگم بگذارم.....حتماً به سايت دكتر سر بزنين......برام جالب به نظر رسيد....دنيا مدرنتر شده و ازدواجها بامزه تر!!!!!
فقط دلم میخواد مثل هميشه اين حرف دل منو ياد داشته باشين که تحت هر شرايطی که خودتون برای ازدواج اقدام میکنين( نه ازدواج سنتی) تلاش کنين احترام خانواده خودتون و طرف مقابلتونو حفظ کنين......چون از نظر من يکی که خانواده هردو طرف مهمن.....اگه مشکلی پيش اومد از سمت خانواده طرف مقابلتون و ايرادی بیمورد ازتون گرفتن.....دلگير نشين.....بگذارين گذشت زمان همهچيزو بهشون ثابت كنه...فقط و فقط به شرط اينكه اون طرف مقابل محكم پشتتون باشه....ولی بیاحترامی مــــــــــوقوف!!!!!!
يا علی
سكانس اول
تو براي خودت مي نويسي...براي تو پيغام مي گذارند و نظرشان را در مورد نوشته ات مي گويند . تو هم به وبلاگهايشان مي روي و نظرت را مي گويي.با وبلاگ و وبلاگ نويسي دنيايي داري.هر وقت دلت تنگ مي شود به سراغش مي آيي و سنگ صبورتو وبلاگت مي شود و مثل يك دوست حرفهايت را مي شنود...ميان وبلاگها با تعدادي دوست مي شوي چون شبيه تو فكر مي كنند و با آنها بيشتر حرف مي زني. و بعد از مدتي اسمهاي مستعار كنار مي رود و تو با شخصيت اشناي اينترنتي ات خو مي گيري و .... اين سر آغاز آشنايي هايي است كه گاهي حتي تا آخر عمر طول مي كشد!
*****
اوايل دهه هفتاد بحث پيرامون ازدواجهاي دانشجويي شكل گرفته بود و همه به بررسي و نقد آن مي پرداختند.عده اي معتقد بودند كه كساني كه با فرهنگهاي مختلف با هم ازدواج مي كنند نمي توانند همديگر را درست بفهمند. نحوه آشنايي با همسرتان چگونه بوده است؟ شروع آشنايي ما از طريق وبلاگ بود. يک رابطه ساده و معمولي که بين وبلاگ نويسها وجود دارد...که البته اين مقدمه ازدواج ما نبود. اصل آشنايي ما خارج از دنياي اينترنت و به واسطه يک دوست بود که ايشان دوست صميمي من بودند و با همسرم هم آشنايي تقريبا نزديک داشتند و ما خيلي اتفاقي و از طريق دوستم با هم آشنا شديم و بعد هم ... خوب من چون ايشان رو خارج از اينترنت ديده بودم و به هرحال شخصيت و رفتار اجتماعي ايشان رو ديده بودم بهتر مي توانستم روي اين موضوع فکر کنم... ايشان انقدر ساده و روراست بودند که اون اعتماد اوليه در من بوجود بيايد که خدا رو شکر اعتماد درست و بجايي بود. مثل همه کساني که ازدواج مي کنند . معمولا اينطور وقتها جلسات آشنايي برگزار ميشود و ... که اين در همه ازدواج ها هست... فرقي هم نمي کند تو ازدواج سنتي باشد يا انواع ديگر. خوب البته در مورد ازدواج هاي اينترنتي قضايا کمي فرق مي کند و پيچيده تر ميشود اما در صورتي هست که دو نفر فقط از طريق اينترنت و چت و .. با هم در ارتباط باشند بعد نديده و نشناخته عاشق بشوند و بخواهند ازدواج کنند که فکر مي کنم همچين ازدواجي از پايه و اساس اشتباه باشد چون معلوم نيست در پشت يک شخصيت مجازي واقعا چه کسي وجود دارد؟ و اصلا کسي که عاشقش شديم وجود خارجي دارد يا نه فقط يک شخصيت خيالي و ساختگي هست... در مورد من و همسرم هم درست است که شروعش از اينترنت بود اما اصل قضيه خارج از اينترنت اتفاق افتاد.... و مراحل آشنايي و شناخت هم طبيعي و مثل بقيه مردم بود.. خدا رو شکر تا الان که يکسال و چند ماه از ازدواج ما مي گذرد هردوي ما راضي هستيم و هيچ مشکل خاصي نداريم . اگر منظورتون يک ازدواج اينترنتي هست ، نه اصلا! منظورم اينترنتي ِ صرف هست که دو نفر عاشق مي شوند بدون اينکه همديگر رو ديده باشند و... تصميم به ازدواج هم مي گيرند اما همه اينها از طريق اينترنت و از راه دور صورت مي گيرد که فکر نمي کنم درست باشد. من توي همين وبلاگها خيلي ها رو مي شناسم که مثل ما ازدواج کردند يعني آشناييشان از طريق اينترنت و بهتر بگويم از طريق وبلاگ شروع شده و به ازدواج ختم شده اما همه اونها اصل آشناييشان خارج از اينترنت اتفاق افتاده و تا جايي که من خبر دارم همشان خوشبخت هستند . انشاالله که واقعا همينطور باشد. البته اينطور ازدواج کردن ريسک بالايي داره چون به هرحال ممکن است کسي توي اينترنت شخصيتي رو براي خودش بسازد که واقعا اونطوري نباشد و در برخورد با دوستان اينترنتيش در خارج از اينترنت هم همان شخصيت رو نشان بدهد. اما به هرحال مي شود يک شخصيت دروغي رو از يک شخصيت واقعي تشخيص داد... که اين مساله در خارج از اينترنت هم وجود دارد اما در اينترنت خيلي بيشتراست.
بعد از ورود و گسترش اينترنت جامعه ما با پديده جديدي به نام ازدواجهاي اينترنتي مواجه شد.البته هنوز كمي زود است كه در مورد اين نوع آشنايي ها و ازدواج ها نظر بدهيم ومانند ازدواجهاي دانشجويي همه چيز را به مرور زمان بسپاريم تا حرفهايمان منصفانه تر باشد اما قصد ما آشنايي با اين نوع ازدواج است.
پيدا كردن افرادي كه ازدواج اينترنتي كرده باشند سخت بود چون همان عده كمي هم كه مي شناختيم حاضر به مصاحبه نشدند و نخواستند از آنها به عنوان زوج اينترنتي ياد بشود اما اين قانون تعدادي هم استثنا داشت كه با آنها مصاحبه كرديم.
صاحب وبلاگ غريبستان كه با همسرش از طريق وبلاگ آشنا شدند و از نحوه آشنايي شان مي گويند:
چه طور توانستيد به طرف مقابلتان اعتماد كنيد؟
چگونه از هم شناخت پيدا كرديد؟
آيا از زندگي مشتركتان راضي هستيد؟
آيا اين راه را به ديگران هم پيشنهاد مي دهيد؟
*****
دكتر شيري عضو هيات علمي دانشگاه تهران در اين مورد گفتند:
" آشنايي هايي هم هست كه بيرون از نت شكل مي گيرد.به عنوان مثال در مهماني و ....و براي آشنايي بهتر از "ميل "استفاده مي كنند.در واقع براي آشنايي بيشتر از نت استفاده مي كنند و وسيله اي براي كمك به ارتباط است.
اما آشنايي هم هست كه از طريق نت شكل مي گيرد و بعد به آشنايي هاي بيرون از نت ختم مي شود.ارتباط در اينترنت را مي توان به دو دسته تقسيم كرد:ارتباط محلي و ارتباط فرا مرزي. ارتباط محلي كه دو نفر در يك شهر با هم از طريق چت با هم صحبت مي كنند.و آشنايي فرا ملي كه دو نفر در دو كشور مختلف با هم آشنا مي شوند و با هم آشنا مي شوند.در كشور ما بيشتر نوع اول آن مطرح است .يعني ارتباط محلي.
آشنايي از طريق اينترنت در كل خوب است ولي هرگز جاي آشنايي حضوري و شناخت حضوري را نمي گيرد.
*****
سكانس دوم
از ميان آنهايي كه با تو آشنا شدند يك نفر "چيز ديگري " مي شود.نمي داني چرا مدام منتظر پيغامش هستي و هر بار كه برايت پيغام مي گذارد انگار در آسمانها سير مي كني.حس گنگ و عجيبي داري .در توصيفش در مانده هستي ......اما با خودت صادق باش.تو عاشق شده اي.
اما از خودت مي پرسي :چگونه ؟آخه به چي دل بستم؟به دو تا شعر و دو كلام نوشته؟!!......نمي فهمي...نمي داني...گنگ و ناشناخته شدي ..حتي خودت هم خودت را نمي شناسي...
"تو كه اهل اين بازي ها نبودي؟ اصلا معلوم هست چه بلايي سرت آمده..؟...ديگه اگه پاي اينترنت نشستم؟!!حالا ببين ..صداي وجدان يك لحظه ساكت نمي شود و مدام به تو تذكر مي دهد كه مواظب باش.
اما با پاك كردن صورت مسئله اتفاقي نمي افتد .و نه تنها خوب نيست بلكه به قضيه دامن هم مي زند.كدام قضيه؟بيگانگي تو با خودت....!كم چيزي نيست!!
*****
آقاي دكتر شيري روانشناس ومشاوره بهداشت رواني گفتند:
"كسي كه خوش بيني بيش از حد دارد چه از طريق اينترنت چه از طريق آشنايي هاي ديگر به راحتي فريب مي خورد و كارل گوستاو يونگ مي گويد:"در هر واقعه اي در صدي اشتباه را بايد در نظر گرفت." كسي كه "معصوميت احمقانه"دارد پاي نت چه در جاهاي ديگر همان فرد است."معصوميت احمقانه " خوش بيني بيش از اندازه است .اين خوش بيني تا آنجا ادامه پيدا كند كه چشم بر روي حقايق ببنديم و متوجه اطرافمان نباشيم. ما بايد به جوانانمان نحوه رفتار و چگونگي محك زدن را بياموزيم .البته نا گفته نماند كه نوجوانان و جوانان ما اين آموزش را نديده اند و نمي دانند در چنين مواقعي چگونه بايد برخورد كنند.
*****
سكانس سوم
اما نه! نمي تواني ....!انگار معتاد شدي....معتاد به رايانه....اما باز هم نه..!تو عاشق شدي...!عاشق يك شاعر كه از كلمات خوب استفاده مي كند....!واي...اين طوري كه نمي تواني ادامه بدهي...به اين نتيجه مي رسي كه بايد حتما همديگر راببينيد تا تصميم گيري برايت راحت باشد.اما چگونه؟..خوب صد هزار دليل وجود دارد كه بهانه كني!!
_- "ا...چه جالب !شما هم عضو اين كتابخانه هستيد؟"
- "..................
- "آهان !يادم آمد..بله..گفته بوديد..!!..من چرا يادم نبود من هم اينجا عضو هستم!!"
*****
آقا مهدي و همسرشان فاطمه خانم هم از طريق اينترنت و گروه وبلاگي با هم آشنا شدند.آنها عضو گروهي بودند كه از وبلاگ نويسها تشكيل شده بود و در اين گروه شش ازدواج سر گرفته است.كودك هشت ماهه اي به نام "مهدي يار "دارند.
آقا مهدي در مورد آشنايي شان گفتند:"آشنايي ما از طريق وبلاگ بود.ماهر دو عضو گروه وبلاگي بوديم كه اين گروه با هم ارتباطي بيرون از اينترنت هم داشتند .اولين بار همديگر را در سفري كه گروه وبلاگي با هم رفتند ديديم.اولين حرفهاي ما هم در مورد مسائل اجتماعي و در مورد مذهب بود و من متوجه شدم كه فاطمه خانم به مسائل مذهبي اهميت مي دهد.البته اين نكته از ظاهرشان هم معلوم بود.چون چادري بودند.از آنجايي كه يكي از معيارهاي مهم من براي ازدواج مسئله مذهب بود اين مسئله مرا به فكر فرو برد."
فاطمه خانم گفتند:" من قبل از آشنايي با آقا مهدي خيلي وارد اينترنت مي شدم و با آدمهاي مختلفي در چت آشنا بودم.از طريق چت با شخصيت آدمهاي مختلفي آشنا شدم .تجربه زيادي در اين زمينه داشتم.مي دانستم چگونه كسي را كه پشت كامپيوتر هست را بايد بشناسم. وقتي با آقا مهدي آشنا شدم متوجه صداقت و صفا در حرفهايشان شدم و فهميدم كه مي توان به او اعتماد كرد."
آقا مهدي هم معتقد است كه اعتماد كردن سخت است.آن هم در اينترنت."تا چند سال قبل اصلا فكرش هم نمي كردم با همسرم از طريق اينترنت آشنا شوم ."
آنها از زندگي شان راضي هستند و در كنار هم احساس خوشبختي مي كنند.اما اين روش را به دختران و پسران ديگر سفارش نمي كنند چون ممكن است كه فريب كساني كه شخصيتشان را پشت نت پنهان كردند بخورند و لطمه ببينند.
*****
آقاي دكتر شيري گفتند:" بيشتر جواناني كه چت مي كنند و وقتشان را از طريق اينترنت مي گذرانند زير 22سال هستند.آيا اين قشر جامعه توانايي محك زدن طرف مقابلشان را دارد؟جوانان ما توانايي مديريت يك رابطه عاطفي را ندارند .محل آشنايي شان چندان فرق نمي كند .مشكل در ادامه رابطه است.ما بايد به جوانان بياموزيم كه چگونه رابطه را اداره كنند.عشق را بپذيريم و تحقيرش نكنيم و به آنها بياموزيم كه اين عشق را به جريان سازنده تبديل كنند."
آقاي دكتر در ادامه گفتند:" يكي از معايب ازدواجهاي اينترنتي اين است كه با شخصيتهاي مجازي روبرو هستند.
وب كمك ميكند تا فرد شخصيتي براي خودش بسازد و در طول زمان براي فرد مقابل جا بيندازدو روبرويي با خود فرد مشكل مي شودو شكاف ذهني بوجود مي آيد.
از مزاياي اين گونه آشنايي حجم آگاهي بالا ست.چون فرد هم با آثار با آثار قلمي و ادبيات نوشتاري ادب گفتار و سواد و....آشنا مي شود.البته ما نبايد مفتون مو ضوع شويم.وظيفه ما شناخت طرف مقابل در معاشرت است.
*****
سكانس چهارم
..ولي نه آرا مش با تو قهر كرده است!از وقتي او را ديدي زندگي ات معناي خاصي پيدا مي كند.همه چيز رنگ ديگري به خود مي گيرد.كم كم به اين نتيجه مي رسي كه بايد او را در كنار خودت داشته باشي....
تا چشم باز مي كني متوجه مي شوي سر سفره عقد نشستي و دست در دست هماني كه روزگاري تنها از طريق نت او را مي ديدي هستي.البته اين زمان هم اينقدر زود و آسان نبود!تا پدر و مادرت را راضي كردي و به اين قضيه را برايشان ثابت كردي او براي تو "خوب "است راه سختي را رفتي....راستي ...يادت باشد سري به وبلاگت بزني...!


كسي نمي داند