663-.......

هوالمحبوب

شب اول محرمه............مدتهاست کمتر می نویسم .......زندگی داره تند تند میگذره و باید به سرعت به گردش رسید...........امیدوارم همه چیز توی این ختم به خیر شه

662.......

هوالمحبوب

دیشب با برادرزاده ام کنسرت گروه آر*ین رفتیم و از اول تا آخر کنسرت من به خودم پیچیدم از استخون درد......نتیجه دوروزمرخصی استعلاجی شد + کلی سوپ و لیمو شیرین و فرنی

661-..........سیزده آبان

هوالمحبوب

این سیزده سال توی این موقع از آبان, حال روحیم بده........دست خودم نبوده و نیست و نخواهد هم بود..........امسال هم بدین منوال گذشت .......

اینو نوشتم که یادم هیچگاه نرفته پرواز بی بازگشتتو