648-.........

هوالمحبوب

این بوی غربت است
که می آید
بوی برادران غریبم
شاید
بوی غریب پیرهنی پاره
در باد
نه !
این بوی زخم گرگ نباید باشد
من بوی بی پناهی را
از دور می شناسم :
بوی پلنگ زخمی را
در متن مه گرفته ی جنگل
بوی طنین شیهه ی اسبان را
در صخره های ساکت کوهستان
بوی کتان سوخته را
در مشام ماه
بوی پر کبود کبوتر را
در چاه
این باد بی قراری
وقتی که می وزد
دل های سر نهاده ی ما
بوی بهانه های قدیمی
می گیرد
و زخم های کهنه ی ما باز
در انتظار حادثه ای تازه
خمیازه می کشند
انگار
بوی رفتن
می آید!

(قیصر امین پور)

647-.......

هوالمحبوب

کمتر از یه هفته دیگه باید دوباره شال و کلاه کنم برگردم ایران........خیلی خیلی این سری برام سخته از همسری جدا شم.........حس نوشتنم انگار نیست

646-......

هوالمحبوب
اینروزها تلوزیونهای اینجا، دائم پر از تصاویر کشتی غرق شده مهاجران غیرقانونی جزیره کریسمس استرالیا هست و تلاش برای یافتن اجساد.........تصویرهای ایرانی هایی که نجات پیدا کردن و یا اونهایی که مردن و خانواده هاشون دارن جیغ و داد می کنن براشون..........
و از اونور خبرهای وب سایت های ایرانی که اینا مشکل سیا*سی داشتن، تو ایران موندنشون ممکن نبوده و......
توی این چند سال هم از دوستان و اطرافیان من و همسری هم خیلی ها پیه مهاجرت رو به تنشون مالوندن ودین عوض کردنو و یا خودش رو وابسته به گروهای مخ*الف نشون دادن تا تونستن اقامت اون کشور رو بر  بگیرن.......دقیقا این چندتایی که من می شناختم آدمهایی بی عار ودردی بودن که به دنبال یه زندگی بی عارو درد تر و به عبارتی راحتتر رفتن...........خب، موفق هم شدن!!!!! حقوق بیکاری دائمی و کنارش اگه حال داشته باشن دلالی ماشین و لوازم منزل......درسته که  اونجا مطمئنا رفاه اجتماعی اش بیشتر از این بوده و من منکرش نیستم........اما میخوام بگم لزوما فرد سی*اسی مهاجر غیر قانونی نمیشه!
به هر حال امیدوارم کشور من روزی به اون درجه ایی برسه که مهمترین آرزوی جووناش مهاجرت نباشه!!!
امیدوارم عکسها گویا باشه!