397-آیت الله بهجت
هوالمحبوب
سعادت بود که دوبار این مرد نازنین رو از نزدیک ببینم ولی هردوبار هم با اینکه نزدیکش بودم زبونم بند اومد باهاش حرف بزنم.......
به قول همکارم که اونم مرد نیکی هست و از مریداش بود می گفت حرف زدن با این مرد سعادت می خواد و من این سعادتو هیچ وقت پیدا نکردم......
خیلی دلم می خواست یه روز نماز صبح رو تو اون مسجد کوچیک فاطمه زهرا به امامت اون بخونم که قسمت هیچ وقت نشد.......
روحش شاد..........

كسي نمي داند