282-the day that tow became one

هوالمحبوب

من و من . من به او .

من
و او .
او به من .

من و تو .
ما ...


سومین سال ما شدنمون ........

the day that tow became one

281- شبانه

هوالمحبوب

صدای دیوان فریدون فراهانی (دوست قدیم همسری) دلمو می لرزونه و همراهش زمزمه می کنم و بی اختیار اشکهام سرازیر می شن:

آه ای خدا دستم بگیر

ای آگه از سر ضمیر

 ای بی پناهان را پناه

ای ماه شبهای سیاه

در بی پناهی تو تکیه گاهی

بر دل زارم تنها گواهی

ای همدم من غرق گناهم

در پیش رویت من روسیاهم

.......................

 

280-روزانه

هوالمحبوب

*اینروزها پرم از نانوشته ها ، اینروزها هر لحظه حس کرده ام که چقدر به نوشتن دوباره نیاز دارم.

* عکسهای سیزده به در امسالمو توی اورکات گذاشتم ،اورکات خاطره های خوبی برام داره ، خیلی ها رو توش پیدا کردم ، خیلی ها رو هم لابه لای صفحاتش گم کردم...........

گر کسی سراغ حالم را گرفت،
بگویید
لابه لای خط خطی های این روزهای بی قواره
مچاله شده

 

279- برای تو......

هوالمحبوب

 

زیر باران
آه نمی کشم؛
تنها،
به پهنای دلتنگی ام
صدایت می کنم.

278-اتوبان

هوالمحبوب

تو ترافیک اتوبان غبطه می خورم به کلی از اون ماشینهایی  که جلوی ماشین من در حال حرکتن و  افسوس می خورم به حال ماشینهای پشت سریم.

زندگی ما آدمها هم همین حکایته!

صبح گوینده رادیومی گفت: اگه ما آدما بخواییم چیزهای داشته زندگیمونو بشماریم ‏‏ دیگه وقت برای شمردن نه داشتهامون نداریم......

خدای خوبم من که تورو دارم.این کافی نیست؟