165-.......

هوالمحبوب

۱۲۱

 چند روز پیش داشتم با سرعت توی اوتوبان رانندگی می کردم و به خیال خودم همه ماشینها رو  پشت سر گذاشتم، پيچيدم تو اوتوبان  همت و ديدم كه چقدر ماشين جلوي منه!!!

 اينو مي‌خواستم بگم: بياين عجله نكنيم، خيلي ها از ما جلوتر راه افتادن..........

اينروزها اين سيستم اداريمون داره روز به روز بيشتر بدتر ميشه، بي‌نظميهاي كاري و اداري تو همه‌جاي  شركتمون مشهوده ....... توي اين ۱۰ ،۱۱ سال كاري من، اين وحشتناكترين شرايطي بوده كه  ديدم!!!!!!!

فكرم آشفته شده اين روزا.......

التماس دعا

يا علي

پي‌نوشت: يه كليساي جالب و توريستي در جمهوري چك هست ، كه بيشتر تزئيناتش با استخونهاي واقعي انسان هست ، اينجارو كليك كنين براي ديدن عكسهاش!

164-ماه مهر

هوالمحبوب

121

          مهر داره ميرسه..........

 اونروزها،اكبر عبدي و سريال  باز مدرسه‌ام دير شده........

اونروزها و دبستان نويد آينده و يه وروجك ريزه ميزه با مانتوي سرمه‌ايي..........

اونروزها و‌آفتاب سرظهر پاييز و شيطنتهام.............

اونروزها و عشق درس خوندن ومجله خوندن پاي سفره ناهار..........

اونروزها و...............

 

 

باز هم اول مهر

از زمین و از زمان باید گذشت

لحظه ها را پوستین باید درید

گرم و شاد و بی قرار

رو به خورشید تب آلود افق

باید دوید.

التماس دعا

يا علي

 

*** فرشته مهربونم از اينكه ديشب شادي رو به چشم بچه‌ها آوردي ممنونم

*** دوست خوبم، لي‌لي........نمي‌دونم الان كدوم گوشه اين كره خاكي هستي ولي‌مي‌خوام بدوني كه امروز  صبح توي اتوبان خيلي يادت كردم......مي‌دونم كه اين وب‌لاگو مي خوني و  به دلايلي كه گفتي كامنت نمي‌گذاري ولي مي‌خوام بدوني كه  به درگاه خدا شاكرم........مي‌خوام بدوني كه خدا هست و هميشه هست........

بالاخره وبلاگ آلماني من بعد مدتها آپ شد!!!!!!

163- missing you

هوالمحبوب

121

 

Missing You

by Natalie Harrison

 

Do you look down at me in the night
Do you see my candle burning so big and so bright
The candle I burn that reminds me of you
The candle I hope that you would burn too.
Not a day goes by where I don't think of you
hoping that you'd come back so the days won't be blue.
I feel no one understands me, apart from you.
I go to your grave expecting a response
to the pointless questions I can't get across.
Though sometimes In my mind I forget that you're dead
but I'll make sure you keep living in my head
I love you so much it makes me so sad
that I can't hear you say it back - the one thing that would make me glad.
You probably think I'm silly when we didn't even know each other
But to me you'll always be my brother
.

نمي‌دونم چه زمانی، ولي شايد يه روزي ترجمه فارسيشو اينجا گذاشتم..........

 

التماس دعا

يا علي

 

162- هرچه ميخواهي از دل تنگت بگو

هوالمحبوب

۱۲۱

اینروزها چقدر علاقه به این آهنگ محمد اصفهانی پیدا کردم، حال خاصي دارم.......يه پارادوكس بين تمام تضادهاي موجود دنيا......

مرو اي دوست

شعر  : سعدي    ترانه : اهورا يمان
 

تو ساعتي ننشستي که آتشي بنشاني

بر آتش تو نشستيم و دود شوق بر آمد

 

 

 

مرو اي دوست مرو اي دوست

 

مرو از دست من اي يار که منم زنده به بوي تو

 

مرو اي دوست مرو اي دوست

 

بنشين با من و دل  بنشين تا برسم مگر

 

تو نباشي چه اميدي به دل خسته من

تو که خاموشي بي تو  به شام و سحر

 

مرو اي دوست مرو اي دوست

 

مرو از دست من اي يار که منم زنده به بوي تو

 

بنشين تا بنشاني نفسي آتش دل

 

چه کنم با دل تنها که نشد باور من

 

تو و ويراني ، خاموشي

 

چه کنم با دل تنها

 

چه کنم با اين درد

 

التماس دعا

يا علي

 دو ماهي هست كه فشرده روي يك پروژه كار مي‌كنم و ديروز صبح اتفاقي مناقصه اين پروژه‌رو ديديم كه يه واحد ديگه از شركتمون اونو داده بود با يه شماره تماس و يه اي‌.ميل ديگه!! كلي حرص خوردم از بي‌برنامه‌گي‌هاي اين ادارات دولتي........آخه جديداً يكي از دوستاي آقاي معاونتمون بيكار و بيجا بوده ، آقاي معاونت ما هم رئوف و رقيق‌القلب! گفته يه پست سازماني براي اين فلك زده بسازم كه ساخت، بايد نشست و ديد كه اين آقاي جديد كه كاپشن از تنش توي اين گرما در نمي‌ياد و تخصصي توي اين كار نداره چي‌مي‌كنه؟

اين آقاي معاونت ما كه ميگن يه دندون پزشكه و سمتهاي مهمي توي اين جا و اون جا داشته، و قتي ميخواد تو جلسه بگه: بفروشين، مي‌گه: برفوشين!!!!!!! و فحش‌هاي باحال از دهنش نمي‌يوفته........عتيقه‌ايي كه توي اين ۱۱ سال كاري من در اين اداره نوبره!!!!!!!

خيلي اين روزها فكرم مشغوله.......همسري اين روزها مثل هميشه دركم كن!!!!!!!

*** یادمون نره که انسانها همگی اشون جایز الخطا هستن، و اين ماييم كه نبايد مرتب و مرتب خطاهاي سهوي همديگرو كه از قصد هم مرتكب نشديم به هم يادآوري كنيم.....پس يادمون نره كه ممكنه اين اشتباه‌رو هم ممكنه خود ما انجام ميداديم.......باشه؟

***نيمه شعبان هم نزديكه .......و من پارسال چه عيدي خوبي از مولود اين روز گرفتم، شاخه گل مريمي كه هنوز عطرش تو  ذهنمه!!!!!! دوستايي كه ساكن تهرانن، چراغونيهاي سمت ميدون شهدا و شهبازو يادشون نره برن ببينن...براي دوستاي  غير تهراني‌هم  با اميد خدا عكساشو ميگذارم اينجا!!!!

نيمه شعبان......... آره نيمه شعبان و  خاطراتي دوست داشتني‌....

161- دل و دریا

هوالمحبوب

۱۲۱

مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است

Image hosting by TinyPic

قلب من و تو را
 پيوند جاودانه مهري ست درنهان
 پيوند جاودانه ما ناگسسته باد
 تا آخرين دم از نفس واپسين من
 اين عهد بسته باد

(حمید مصدق)

 

Image hosting by TinyPic

 

انگاری گاهی وقتها باید  به جای نوشتن احساست  چند تا نقطه چین بگذاری.........درست مثل حالا.............................................................................................

خدایا شکرت به پاس لطفهای نهان و آشکارت

التماس دعا

یا علی

 

*** یادته فرشته مهربونم؟؟؟؟ آره یادمه....خوب یادمه  مگه میشه یادم بره.....