هوالمحبوب
سعادت بود که دوبار این مرد نازنین رو از نزدیک ببینم ولی هردوبار هم با اینکه نزدیکش بودم زبونم بند اومد باهاش حرف بزنم.......
به قول همکارم که اونم مرد نیکی هست و از مریداش بود می گفت حرف زدن با این مرد سعادت می خواد و من این سعادتو هیچ وقت پیدا نکردم......
خیلی دلم می خواست یه روز نماز صبح رو تو اون مسجد کوچیک فاطمه زهرا به امامت اون بخونم که قسمت هیچ وقت نشد.......
روحش شاد..........
هوالمحبوب
امروزظهر که داشتم برمیگشتم خونه و اون آهنگ قشنگ فردا تو می آیی هومند عقیلی رو گوش می دادم که همسری برام رایت کرده بود،بی اختیار پرتاب شدم به مدتها قبل به همون روزهای بهاری که این آهنگ با خودم زمزمه می کردم
امشب تا می شد گل توی گلدونها جا دادم
بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
فردا تو می آیی
بعد از جداییها
آن بی وفاییها
فردا تو میآیی
از خونه ما ناامیدیها سفر کرده
گویا دعاهای من خسته اثر کرده...
هوالمحبوب
زندگی بازی جالبیه!!!!ازش سردر نمیاری!!!!!!
*در نقش مارکوپولوی تهران گرد زندگی بسی زیبا می باشد......سعید دو هفته دیگه میاد ایران
هوالمحبوب
توی گیت خروج فرودگاه کی.ال با یه دختری همراهم که بهم میگه خسته شدم هی میرم ایران و بر می گردم..بهش لبخند می زنم و هیچی نمیگم
موقع سوار شدن به هواپیمای سوپردولوکس ایران ایر دوباره می بینمش که داره به چند تا خانم ایرانی توریست با یه لهجه عجیب غریب میگه: تو فرودگاه ایران به لباس من گیر نمی دن؟؟آخه من خیلی وقته ایران نرفتم از شرایط ایران بی خبرم.......خانمهای ایرانی هم با حسرت نگاهش می کنن و می گن چند وقته ایران نبودی میگه از مهر پارسال!!!!! نگاهش بهم میافته لبختد بهش می زنم و از کنارش رد میشم!!!!!
*اینروزا شدم مارکوپولوی تهران گرد!!!!!!!!از بس هر کارم یه گوشه این شهر گیره!
هوالمحبوب
صبح که پا می شم میرم توی حیاط خونه پدریم و صورتمو می کشم به برگهای درخت توت توی حیاط و با تمام وجود نفس می کشم........
دیروز در اقدامی غافلگیر کننده اومدم ایران........کلی کار انجام نشده هست که دست بوس منن!!!
هوالمحبوب
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو،
سپیده دم آیم مگر تو را جویم بگو کجایی؟
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
ببین چه بی پروا ره تو می پویم بگو کجایی؟
کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم
به غیر نامت کی نام دگر ببرم
اگر تو را جویم حدیث دل گویم بکو کجایی؟
به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی؟
فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی؟
یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من
تا هستم من اسیر کوی توام در آرزوی توام
اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی؟
به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی؟
فتادم از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی؟
هوالمحبوب
دلم چند روزیه هوس سفره کرده از همون سفره های ساده ایی که همسایه امون میانداخت و من همیشه دلم می خواست باشم و اما سر کار بودم همیشه.........
دلم اون دعای توسل رو می خواست و حاجتهایی که تو دلمون می گفتیم
امن یجیب المضطر اذادعاه ویکشف السوء
هوالمحبوب
برام نامه نوشته که روزها رو سر می کنم تا برگردی امیدوارم از پس این امتحان برآم......و توی دلم با خودم میگم:چقدر صبوری زن!!!!!!!داغ جوون دیدن و اونهمه مصیبت دیدنهای پس و پیشش و حالا هم غربت نشینی یه دونه دخترت....دلم پر می کشه واسه یه لحظه درآغوش کشیدنش!
*تومالزی اگه رفتی دستشویی و دیدی شلنگش افتاده زمین تعحب نکن!!!!!!!!چون اصلا غیر از این هم نمی بینی!
*اینجااگه رفتی تو مغازه ایی هم و کلی اونجا رو ریختی به هم و خرید هم آخر نکردی و موقع خروج فروشنده تا دم در اومد بدرقه ات و یه تنک یو هم تحویلت داد تعجب نکن!
*اینجااگه دیدی یکی داره از دور میاد و عینک دودی بالای سرشه و شلوارک و رکابی پوشیده، شک نکن که داداش ایرانیه!
***** پیرو مریضی چند روز پیشم ،امروز موفق به بریدن انگشت خود به اندازه ۲ سانت شده!!!!!!صحنه دل ضعفه آوری بود ![]()
هوالمحبوب
گرمای هوا در بیرون و سرمای داخل ساختمانهای اینجا بالاخره منجر به سرما خوردگی نگارنده وبلاگ گردید. و اینجانب در کسالت شدید بدنی و روحی به سر می برم.
*مسافر داره میره ،مسافر داره میاد؟؟؟؟؟؟؟نه اونا فهمیدن آخرش ، نه من!
*اینجا همه دخترکان مالایی شبیه دخترک قصه من هستند و من دلتنگ دخترک!!!!!!!داستانها هم شده بی خداحافظی!!!!!
بگذریم...........
هوالمحبوب
وقتی امروز صبح فیلم سخنرانی رئیس جمهور کشورم رو می بینم و ترک سالن توسط نمایندگان کشورهای دیگرو..........برای بار دوم نمی خوام اون فیلمو ببینم........
هویت لگدمال شده کشورم.......
ایران من............