هوالمحبوب

زن خودش را چسبانده بود به ضریح و با گریه می گفت:
خدایا هم می دونی ،
هم می تونی ....
حالا هر وقت که به زیارتگاهی می روم ناخواسته صدایی در گوشم زمزمه می کند :
خدایا !
هم می دونی
هم می تونی ....
(برگرفته ازوبلاگ بانوي ماه وآب)
*چشم بسته ام به درگاه تو........
هوالمحبوب
کاش سرم را بردارم
و برای هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم
در تاريکی يک گنجه خالی ...
روی شانه هايم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفته ای در سايه اش آرام گيرم ...
ناظم حكمت
هوالمحبوب
هرروز برای یه معنا و حس تازه رو داره.....هیچ جا نمی خوام برم بعد ساعت کاری الا خونه و کنار مامان......
دلم می خواست اگه می شد این مدتو مرخصی می گرفتم و کامل وقتمو واسش می گذاشتم ولی فعلا شرایط طوریه که نمیشه.....حمید هم که گیر زندگی خودشه!........
روزها داره می گذره ولی حرف یه دوست آرومم می کنه که توی همون گنبد سبز بهم گفت:همه چیزو بسپار دست خدا........خداهمه چیزو خودش جفت و جور می کنه......
خدا اینروزها پناه آوردن به تو فقط آرومم می کنه
کمکم کن
التماس دعا
هوالمحبوب
اینجا آدمهایی هستند که نه تنها همدم و مرحم تنهایی آدم نیستند بلکه سوهان روح آدم می شن و کاری می کنن که هر لحظه ازشون بیشتر فاصله بگیری........
اینجا من تنهای تنهام ......
اینروزها فکر نزدیک شدن به تو دلمو شاد می کنه و فکر دور شدن از مامان و تنها گذاشتنش غمگینم می کنه........
اینروزها روزهایی هست که می خوای تند و تند بگذره و لحظه هایی که دلت می خواد زمانو متوقف کنی.........
این روزها روزهایی هست که من فقط از خدا کمک می خوام..........
هوالمحبوب
گاهی نداشتن حال خوب حالهای بدت رو زیاد میکنه, گاهی هم در این میون میآد و دلتنگت میکنه برای یه حال خوب واقعی...اون موقع میشینی و یه حال خوب واقعی رو برا خودت تعریف میکنی...
و این شاید ختم بشه به یه معجزه...
منتظر این معجزه ام!
التماس دعا