بی خداحافظی
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا.........در گلوشکست
هوالمحبوب من و من . من به او . من من و تو . the day that tow became one هوالمحبوب صدای دیوان فریدون فراهانی (دوست قدیم همسری) دلمو می لرزونه و همراهش زمزمه می کنم و بی اختیار اشکهام سرازیر می شن: آه ای خدا دستم بگیر ای آگه از سر ضمیر ای بی پناهان را پناه ای ماه شبهای سیاه در بی پناهی تو تکیه گاهی بر دل زارم تنها گواهی ای همدم من غرق گناهم در پیش رویت من روسیاهم ....................... هوالمحبوب *اینروزها پرم از نانوشته ها ، اینروزها هر لحظه حس کرده ام که چقدر به نوشتن دوباره نیاز دارم. * عکسهای سیزده به در امسالمو توی اورکات گذاشتم ،اورکات خاطره های خوبی برام داره ، خیلی ها رو توش پیدا کردم ، خیلی ها رو هم لابه لای صفحاتش گم کردم........... گر کسی سراغ حالم را گرفت، هوالمحبوب زیر باران هوالمحبوب تو ترافیک اتوبان غبطه می خورم به کلی از اون ماشینهایی که جلوی ماشین من در حال حرکتن و افسوس می خورم به حال ماشینهای پشت سریم. زندگی ما آدمها هم همین حکایته! صبح گوینده رادیومی گفت: اگه ما آدما بخواییم چیزهای داشته زندگیمونو بشماریم دیگه وقت برای شمردن نه داشتهامون نداریم...... خدای خوبم من که تورو دارم.این کافی نیست؟ هوالمحبوب وقتی بستنی رو می دم دستش که تازه از خواب بیدار شده و تو چشمام به تشکر نگاه می کنه و حرفی نمی زنه، تو دلم بهش می گم : حالا حالاها مدیونتم!!!!!! اینروزا شده شبیه مادر بزرگ خدابیامرزم......... هوالمحبوب دنیا باید خیلی کوچکتر از این حرفا باشه و اینطور که از هوای بهار یاد گرفتم: ما همیشه پشت ابر نمی مونه!!! بگذریم! اینو خوب یاد گرفتم! دلم بوی خوش خدارو می خواد........ هوالمحبوب دلم یه بی وزنی مطلق می خواد....مثل زمانی که روی آب شناوری....... دلم یه موج می خواد که منو ببره به یه ساحل شنی......... دلم پرواز می خواد....... سفر به بی کرانها....... .......... نفس تو سینه ام عجیب تنگه!! از سیاهی تا سفیدی را سفر باید کرد!!!!!!! هوالمحبوب گاهی حس زنده بودن آنقدر ساده به دلم رخنه میکند که مات میمونم و با خودم میگم به همین سادگی؟ امروز وقتی با همسری و مامان از شریعتی رفتیم داخل قلهک و از جلوی فارسی رد شدیم این حس بهم دست داد........ سال خوبی امیدوارم برای همه باشه........... به قول حسن گلاب:...خیلی باحالی خدا! هدفهامون یادمون که نمی ره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و او .
او به من .
ما ...
سومین سال ما شدنمون ........

بگویید
لابه لای خط خطی های این روزهای بی قواره
مچاله شده

آه نمی کشم؛
تنها،
به پهنای دلتنگی ام
صدایت می کنم.
![]()
| Design By : Night Skin |



