تبليغاتX
بی خداحافظی


بی خداحافظی

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا.........در گلوشکست





















هوالمحبوب

121

 

 

 

 می‌گن بزرگترين گناه دروغ است.

زشت‌ترين گناه غيبت است.

بدترين گناه ياس از رحمت الهيست

... شما هم مثل من بهتتون زده؟ هر روز چند بار اين گناها رو انجام می‌ديم؟ می‌دونين، بزرگ‌ترين، زشت‌ترين و بدترين بايد يه معنايی تو ذهن ما داشته باشن. کسی با ما شوخی نداشته... نااميدی از رحمت خدا... بدترين گناه!

خداي خوبم از درگاهت نااميدمون نكن، خداي خوبم،بگذار هميشه بوي خوش تو در قلب اميدوارمون باقي‌بمونه ...........

الهــــــــــــــــــي آمين

التماس دعا

يا علي

 

****  چند ثانيه

 

تو را كم مي آورم

حافظ به دادم می رسد

شمال همان جنوب است

جز اینکه تو دستهایت

چند ثانیه

فقط چند ثانیه

از دستهایم

دورند

و این یعنی دنیا کمی اشکال دارد.

                                                    رویا زاهد نیا

 

 

نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 7:45 قبل از ظهر توسط نفیسه| |

 

 

هوالمحبوب

121

ياد اون روزا که می‌افتم و اون استرسهاي از خواستگاري تا ازدواجمون، يه حس خاص پيدا مي‌كنم، حس قويي كه به من از همون روزها مي‌گفت كه خدا  در كنارمونه  و كمكمونه....

حالا هم این ایمانو دارم که خدا کمکمونه و لطف بی کرانشو از ما دریغ نمی که

درسته، وقتي به اين قضيه فكر مي‌كنم ، هميشه تو دلم آروم می‌شم. اين‌که هر سختی يه حکمتی داره. اين‌که چقدر ارتباط با خدا می‌تونه جذاب باشه. اين‌که وقتی باهاش رابطه خوب داشته باشي، از ته ته ته دل، يه آرامش و معرفتی تو دلت می‌آد که به خودش قسم لذتش با هيچ چيزی قابل عوض کردن نيست...

می‌دونين، وقتی خدا يه همچين لطفی در حق يه بنده می‌کنه و اونو با لذت مصاحبتش آشنا می‌کنه، يه درد دائم هم دنبال اون بنده است. اين‌که می‌بينه بخاطر روزمرگی‌ها و هوس‌ها و ... روز به روز از اون فضا فاصله می‌گيره و  يادش می‌ره بوي خوب خدارو. بعد می‌آد و با مزه‌های زودگذر و مصنوعی عوضش می‌کنه.بعد هم نمی‌فهمه چه بلايی داره سرش می‌آد. بعد هم اصلا يواش يواش اون درده هم يادش می‌ره و می‌شه بی‌درد...

برا هممون از خدا می‌خوام ماها رو به حال خودمون واگذار نکنه....

خدا... خداي خوبم دوستت دارم!

التماس دعا

ياعلي

 

 دوستاي خوبم كه توي اين مدت به من سر زده بودن و تبريك برام گذاشته بودن، منو بابت دير سر زدن به همه‌اتون مي‌بخشين، اين روزها مشغول افتتاح چند مركز جديد و ضرب الاجل به دستور رییس بزرگ آقای شهردار  هستيم و مسئولیت برنامه ريزي و کارشناسی اين پروژه جديد  و مهم  با من هست و که منو به شدت درگیر کرده.

هفته ديگه هم همسر جان توي كنفرانس بين المللي مكانيك اصفهان ارائه مقاله دارن و منم همراهشون هستم، بنابراين برنامه كاري فشرده‌ايي دارم.

پس قول بدين شرايط منو درك كنين و گله ازم نداشته باشين! 

 

****فرشته خوبم كه حالا همسر گلمي Circle Of Hearts، برات چون هميشه دعا مي‌كنم كه لياقتت بهترينه!

نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت1385ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط نفیسه| |

هوالمحبوب

۱۲۱

پست شماره ۱۳۳ من همونطور که از قبل تصمیم گرفته بودم ، يه جورايي عطر و بوش فرق داره......

در روز ۳۱ فروردين ۱۳۸۵، مطابق با۲۱ ربيع الاول ۱۴۲۷ و مصادف با سالگرد عقد حضرت محمد و حضرت خديجه در ساعت ۱۸:۱۲ دقيقه با مهر ۱۳۳ سكه بهار آزادي ( حروف ابجد نام مبارك حضرت ابوالفضل ) به همسري مردی در اومدم كه صادقانه و از صميم قلب و با اطمينان مي‌گم كه بهترين انتخاب و داشتم ، مي‌تونم بهش تكيه كنم چون تكيه گاه محكميه برام و اينو بهم بارها و بارها اثبات كرده.

تصميم‌هايي براي زندگميون داريم .میدونیم که سختی هست، ولی شادی و لذت در کنار  بودن هم هست. ايمان داريم كه خدايي كه از همون اول بهش تكيه كرديم ، كمكمون مي‌كنه تا توي اين مسير  در كنار هم و با حمايت هم  محكم در كنار هم باشيم.......

التماس دعا

یا علي

نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 9:58 قبل از ظهر توسط نفیسه| |


Design By : Night Skin